بهانه ای برای دیدنت

غربت نباید تو الفبای شهرِ غریب جستجو کرد
       همین که عزیزت نگاهش به طرف دیگه ای کرد، تو غریبی


پی نوشت: انصافا درست میگه هااا

اینم برای خودم: کلیک کنید

+نوشته شده در یکشنبه 26 دی 1395 ساعت05:38 ب.ظ توسط قاصدک | نظرات |

شنیده بودم که
"چی بپوشم
چی بپزم"

دیگه اینام اضافه شد
"چی بنویسم
چی بگم"


+نوشته شده در پنجشنبه 23 دی 1395 ساعت07:25 ب.ظ توسط قاصدک | نظرات |

اهالی محله
امروز خونه همساده بغلی خبره اونم چه خبری
بعله
دعوتین
ولی قبلش کادو ها رو بدین به من
بعد تشریف ببرین خونه همساده بغلی

تقدیم به معلم مهربان و شیرین زبان:
کلیک کنید

اینم آدرس خونه همساده بغلی:کلیک کنید

+نوشته شده در دوشنبه 20 دی 1395 ساعت07:00 ق.ظ توسط قاصدک | نظرات |

چن وقته دارم
همه سعیم میکنم تا ازش یه عکس بندازم اونم از نزدیک
بالاخره امروز عصر تو حیاط خونه تنها گیرش آوردم
ولی قبلش بگم ضربه فنی م کرد

اینم روی ماهش: کلیک کنید


+نوشته شده در جمعه 17 دی 1395 ساعت06:06 ب.ظ توسط قاصدک | نظرات |

بعد رفتن مهمونا
تا میآم برم "ظرف ها " رو بشورم
"ملکه زندگیم " نمیذاره
میگه:" نمیخواد..تو بشین "

گاهی وقتا کار به خواهش هم میکشه


دست پا چلفتی نیستما
جنس ظرف ها بده


+نوشته شده در چهارشنبه 15 دی 1395 ساعت05:47 ب.ظ توسط قاصدک | نظرات |

همین دیروز بود که...
هیچی بدتر از این نیست
که در از پشت قفل بشه و نتونی بیآی بیرون..والاااا
حالا خوبه
یکی صدام شنید و در باز کرد ....

+نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1395 ساعت04:54 ب.ظ توسط قاصدک | نظرات |

تو مسیر برگشت به خونه بودم 
چشمم به سرنشین سمند افتاد
به گرمی و با  لبخند بهش سلام کردم

چهره ش آشنا میزد خب

بعد به یه دقیقه نکشید که ....
می تونین بگین چی؟؟
بعله
خطای دید بود
طفلی تا برسه خونه ذهنش درگیره مَنِه

+نوشته شده در سه شنبه 7 دی 1395 ساعت05:45 ب.ظ توسط قاصدک | نظرات |

رفتم فروشگاه مواد غذایی

برای خرید سفارش های "ملکه زندگی "

خریدها رو کردم و رفتم سمت صندوق

اگه تونستین
حدس بزنین صندوقدار به جای پول خُرد چی بهم داده؟؟

کلیک کنید: پول خُرد


+نوشته شده در یکشنبه 5 دی 1395 ساعت05:16 ب.ظ توسط قاصدک | نظرات |